خرابکاری های ایلیا جونم :)
پسرم عزیزم همه زندگیم، جدیدا خیلی بلا شدی و از صبح که بیدار میشی در تکاپو هستی 
صبحها که بیدار میشی اول ماهواره و تلوزیون و روشن میکنی
بعد میری جلو در دستشویی تا بیام و صورتتو بشورم، بعدشم سریع میری تو اتاقت و با حوله صورت نازت و خشک میکنی
عکس مبل هایی که تازه خریدم به درخواست دوستای خوبم گذاشتم ادامه مطلب 
برای بقیش تشریف بیارید ادامه مطلب
بعدش صبحونه تو کامل میخوری 
اونوقت دیگه همه چی شروع میشه
شروع میکنی به بازی و کلی اسباب بازی میریزی تو خونه و خونمون میشه بازار شام 
خلاصه هی من جمع میکنم و شما دوباره میریزی واین برنامه تا شب ادامه داره 
جدیدا وقتی دعوات میکنم اولش به حالت قهر میری تو اتاقت و بعداز چند دقیقه یکی از لباسات و (بیشتر وقتها جوراب) برمیداری و میای بیرون میری به سمت در و با ما بای بای میکنی که مثلا میخوای بری، جدیدا دستت به دستگیره در میرسه ولی هنوز زورت نمیرسه بازش کنی 
شبا که میخوای بخوابی حتما باید یه لیوان اب بذارم بالای سرت چون شبا زیاد بیدار میشی اب میخوای
و هنوزم به اب میگی با 
بهت میگم ایلیا جون بگو آب ایلیا : آب من: افرین عزیزه دلم، حالا به ماما بگو چی میخوای؟ ایلیا: با
و این برنامه هر روزمونه 
این روزا زیاد کشوی لباسهات و میریزی بیرون، و من جمع میکنم ولی دیروز که دیدم دوباره این کارو کردی بهت گفتم خودت باید جمعشون کنی و وقتی اومدم تو اتاقت با این صحنه مواجه شدم 

.......................................................................................................................
اینم اقای ایلیا در حال انجام یه خرابکاری دیگه ، صداش نمیومد رفتم دیدم بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله، اقا مشغوله

........................................................................................................................

.....................................................................................................................

....................................................................................................................
پسر ما جدیدا کوچولو شده 

....................................................................................................................
اینم عکس از مبل جدیدمون که دوستای گلم خواسته بودن
.
این عکس و تو مغازه گرفته بودم ، دوربینم و رشت جا گذاشتم خواهرم که اورد عکس میگیرم میذارم ، عکس های بالا رو با موبایل گرفتم برای همین یکم تاره .



خرابکاری های ایلیا جونم :)
